skip to main
|
skip to sidebar
شنبه، تیر ۲۵، ۱۳۸۴
جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را
نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
از نی بینوا می نویسم
جايي هست که جز تو هيچکس نمي تواند آن را پر کند
بايگانی وبلاگ
◄
10
(1)
◄
02
(1)
◄
09
(7)
◄
11
(1)
◄
09
(3)
◄
05
(2)
◄
01
(1)
◄
08
(6)
◄
12
(1)
◄
11
(1)
◄
10
(1)
◄
09
(1)
◄
08
(1)
◄
03
(1)
◄
07
(3)
◄
09
(1)
◄
06
(2)
◄
06
(8)
◄
12
(1)
◄
09
(2)
◄
08
(1)
◄
07
(1)
◄
05
(2)
◄
01
(1)
▼
05
(37)
◄
11
(6)
◄
10
(2)
◄
09
(5)
◄
08
(6)
▼
07
(18)
A TIME FOR US
من اینجا بس دلم تنگ استو هر سازی که میبینم بد آهنگ...
مرد را دردی اگر باشد خوش استدرد بی دردی علاجش آتش ...
پنجه درافکنده ايم با دستهايمان به جای رها شدنسنگين...
در زانوی تو چهره يک شيرخواره تا ابد بی رشد مانده است.
طرف ما شب نیستصدا با سکوت آشتی نمی کندکلمات انتظار...
جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی رانجستم زندگانی ...
نشود فاش كسي آنچه ميان من و توستتــا اشــارات نــظ...
بمیرید بمیرید در این عشق بمیریددر این عشق چو مردید...
زندگی مال من استاين چرخ کج و ماوج زشتبندهء خواستن ...
دستانم بوی گل می دادمرا به جرم چيدن گل محکوم کردنو...
آی آدمها كه بر ساحل نشسته شاد و خندانيد يك نفردر آ...
و هم چنان همانند کودکی اماز ازل تا الستاز آغاز تا ...
ميزي براي کارکاري براي تختتختي براي خوابخوابي براي...
عجیب ترین بیت از عرفانی ترین شعر بزرگترین شاعر پار...
گامی از کفر و دین نه فراتر-البته (نه با کسره) دربا...
به جای اینکه تاریکی را لعنت کنی شمعی روشن کن
غمناک نباید بود از طعن حسود ایدلشاید که چو وا بینی...
درباره من
jamal
مشاهده نمایه کامل من
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر