خنک آن قمار بازي ، که بباخت هرچه بودش
بنماند هيچش ، اما ، هوس قمار ديگر
او، هرچه بوده است ، باخته است ، ولي هنوز ، هوس و عشق « باختن » و « مات شدن » را دارد . اين ، اصل عشق است . خود را باختن ، خود را افشاندن ، از خود لبريزشدن ، اين است عشق
البته تفاوت است ميان عشق و عشق بازی
که امروزه آنچه بسيار يافت می شود عشق بازی است
اما عشق نه به خاطر وجود معشوق که به خاطر لياقت خود عاشق است
که شاعر گفته
بنماند هيچش ، اما ، هوس قمار ديگر
او، هرچه بوده است ، باخته است ، ولي هنوز ، هوس و عشق « باختن » و « مات شدن » را دارد . اين ، اصل عشق است . خود را باختن ، خود را افشاندن ، از خود لبريزشدن ، اين است عشق
البته تفاوت است ميان عشق و عشق بازی
که امروزه آنچه بسيار يافت می شود عشق بازی است
اما عشق نه به خاطر وجود معشوق که به خاطر لياقت خود عاشق است
که شاعر گفته
فرهاد نقش خود بر کوه کند
شيرين بهانه بود
عشق بهانه ايست برای تفکر و برای رسيدن به آنچه در ذات آدمی است

سلام عزیز
پاسخ دادنحذفبستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد
به من هم سر بزن
وبلاگتون جدیدا خیلی باحال شده
پاسخ دادنحذفای ول.....خوشم میاد شعراتون هم باحاله
سلام
پاسخ دادنحذفاحوال وزیر و اسباتون چتوره؟
//************************
//************************
خوب باختید.....خوب
//************************
//************************
فوتبال دیدن اونم با تلویزیون
( اقای سلیمانی( 14 اینچ
برای باختن چه حالی میده
از طرف دانشجوهای استقلالی تون
سلام خوب بود
پاسخ دادنحذفخوشم اومد ولي حيف كه بعضي ها لياقت خود عاشق رو هم ندارن
خداييش چه جوري دلتون اومد با اون همه آه از جانب دانشجوهاتون باز هم برين فوتبال نگاه كنيد و تخمه بخوريد؟
پاسخ دادنحذفنه ....اصلا اون تخمه ها از گلوتون پايين رفت؟
ماآخرش نفهميديم چرا فرق گذاشتيد بين دانشجوهاي ترم دو و چهار؟!!!!!!چرا؟
سلام
پاسخ دادنحذفنمیدونم چرا اینقدر نوشته هاتون به دل می شینه.
شاید چون از دل بر می آید.
به هر حال موفق باشید.