شنبه، تیر ۰۹، ۱۳۸۶

دریاچه گهر
لرستان - دورود
کوه نوردی 18 کیلومتر از ایستگاه تا دریاچه



DSC02832
نمایی از دریاچه

DSC02816
اشک چشم

DSC02819
هر ورقش دفتری است معرفت کردگار

DSC02826
ماهی گیری در کنار در دریاچه

۱۰ نظر:

  1. residan bekheir
    mibinam ke hesabi khosh gozashteha ...
    harchand ma ke bakhil nistim dustan be jaye ma

    پاسخ دادنحذف
  2. گر غصة روزگار گويم
    بس قصة بي شمار گويم
    يك عمر هزار ساله بايد
    تا من يكي از هزار گويم
    sincerely:
    (تنهاترين تنها)

    پاسخ دادنحذف
  3. سلام ...
    هر بار قشنگتر از بار قبل
    ايشالله هميشه به گردش و تفريح و ...
    ;-)

    پاسخ دادنحذف
  4. ‏* گاهي شكستن دلي كمتر از آدم كشي نيست
    گاهي دل اينقدر تنگ ميشه كه گريه هم كم مياره
    يك حرف ساده هم گاهي چقدر غم مياره

    پاسخ دادنحذف
  5. in matne ye jurayi baram jaleb bud
    goftam bezaram ta baghye ham feyz bebaran:


    آيينه پرسيد: که چرا دير کرده است, نکند دل ديگري او را اسير کرده است. خنديدم و گفتم: او فقط اسير من است ,وتنها دقايقي چند تأخير کرده است .... گفتم: امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است .خنديد به سادگيم آيينه و گفت: احساس پاک ,تو را زنجير کرده است.



    گفتم: از عشق من چنين سخن مگوي. گفت: خوابي، سال‌ها دير کرده است .در آيينه به خود نگاه مي‌کنم , آه! عشق تو ,عجيب مرا پير کرده است. راست گفت آيينه که منتظر نباش او براي هميشه دير کرده است.....

    پاسخ دادنحذف
  6. من اينجا بس دلتنگم و هر سازي كه مي بينم بد آهنگ است
    بيا رَه توشه برداريم قدم در راه بي بازگشت بگذاريم
    ببينيم آسمان در هر كجا آيا همين رنگ است؟
    بيا رَه توشه برداريم
    قدم در راه بگذاريم كجا؟
    هر كجا كه پيش آيد
    بدان آنجايي كه مي گويند خورشيد غروب ما
    زَند بر پردة شبگيرشان تصوير
    بدان دستش گرفته رعيتي زَربفت
    و گويد زود
    وزين دستش فتاده مشعلي خاموش
    بيا اي خسته خاطر دوست!
    اي مانند من دلكنده و خاموش‏
    من اينجا بس دلم تنگ است.
    بيا رَه توشه برداريم
    قدم در راه بي فرجام بگذاريم

    پاسخ دادنحذف
  7. mibinam ke shabe shreha
    khob hala nobate mane:
    تو هم مي تواني ايمان آوري که رنچ تفاوتي است بين آنچه هست و آنچه تو مي خواهي باشد.وقتي شرمسار گذشته ي ناقص خويشي يا وقتي نگران آينده نامعلوم خودي،بدان که در زمان حال زندگي نمي کني آن وقت است که رنج را تجربه مي کني خود را بيمار مي کني و ناشاد هستي.بدان که گذشته تو زمان حال بوده است و آينده ات زمان حال خواهد بود،پس زمان حال تنها واقعيتي است که مي تواني تجربه کني.

    پاسخ دادنحذف
  8. خوب وقت، وقت كم نياوردنه
    نوبتي هم باشه نوبته من :
    البته اين جمله من خيلي هم بي رابطه با جملة نوشته شده توسط دوست عزيز hack
    نيست:
    ‏* انسان بالغ هرگز براي آينده تصميم نمي‌گيرد، خود بلوغ ترتيب همة كارها را مي‌دهد. تو امروز ‏زندگي مي‌كني، خود همين زندگي كردن تصميم خواهد گرفت كه فردا چگونه باشد؛ فردا از دل امروز ‏پديد مي‌آيد.‏
    البته قابل توجه آقا يا خانم
    hack
    باشه كه ممكن هستش مهندس دوباره عصباني بشه و نزاره كه واسش مطلب بزاريم.

    پاسخ دادنحذف
  9. سلام جمال
    بازم بدون من رفتی
    طوری نیست ولی کارت از کار محمود که من را خونش راه نداد بدتر نیست ;-)

    پاسخ دادنحذف