skip to main
|
skip to sidebar
Thursday، May 21، 2009
تا توانی مده از کف به بهار ای ساقی
لب جوی و لب جام و لب یار ای ساقی
0 نظرات:
ارسال يک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحه اصلی
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)
از نی بینوا می نویسم
جايي هست که جز تو هيچکس نمي تواند آن را پر کند
بايگانی وبلاگ
▼
09
(7)
◄
11
(1)
سنگ نوشته های باستانی خوانسار*********قدیمیترین آث...
◄
09
(3)
به مناسبت درگذشت استاد موسیقی ایران پرویز مشکاتیان...
خانه ام ابری است یکسره روی زمین ابری است با آناز ف...
خواستم وبلاگ رو آپ کنم اما چیز خاصی برا گفتن ندار...
▼
05
(2)
گفت سعدی صبر کن یا سیم زر ده یا گریزعشق را یا مال ...
تا توانی مده از کف به بهار ای ساقی لب جوی و لب جام...
◄
01
(1)
یک نظر مستانه کردی عاقبت عقل را دیوانه کردی عاقبت ...
◄
08
(6)
◄
12
(1)
تو با خدای خود نداز کار و دل خوش دار<?xml:namespac...
◄
11
(1)
حیلت رها کن عاشقا، دیوانه شو، دیوانه شو<?xml:name...
◄
10
(1)
ساروان -سنتی ها - نامجوای سـاربان، ای کـاروان، لیل...
◄
09
(1)
به تماشای آبهای سپید<?xml:namespace prefix = o />...
◄
08
(1)
.آن روز صبح یک دسته صورت حساب تازه رسیده بود.نامه ...
◄
03
(1)
صبح نتابیده هنوز آفتاب وا نشده دیده نرگس زخواب تاز...
◄
07
(3)
◄
09
(1)
هفده کیلومتر در دل جنگل نقطه صفر مرزی ایران و...
◄
06
(2)
دریاچه گهرلرستان - دورودکوه نوردی 18 کیلومتر از ای...
ارتفاعات زاگرس - کوههای حدفاصل استانهای اصفهان و ...
◄
06
(8)
◄
12
(1)
شمال 60
◄
09
(2)
فیروز کوه - تنگه واشیامیدوارم لذت ببرید و یه روزی ...
◄
08
(1)
عکس سالدقت کنید که سفیدی ها شتر ها هستند و سیاهی ه...
◄
07
(1)
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من اسمان تو چه رنگ اس...
◄
05
(2)
عكسهاي آبشار
براستي ستودنيست براستي شگفتآور و ما مينگريم و ...
◄
01
(1)
ریشه ی اعتقاد زمانی خشک می شود که تحمیل شود
◄
05
(37)
◄
11
(6)
آنقدر در تخته نرد بی رقيب بود که همه تنهايش گذاشتن...
الله مدد الله مدديا شمس تبريزی مدد
رفتن دليل نبودن نيست رفتن خيانت است ماندن جنايت
زندگي بازي است ما خود صحنه مي سازيم تا بازيگر بازي...
خنک آن قمار بازي ، که بباخت هرچه بودش ...
مگذار كه حتي آب دادنِ گلهاي باغچه ، به عادتِ آب د...
◄
10
(2)
سلاخی می گريست به قناری کوچکی دل باخته بود
اهل جهان عنکبوت صيد همه خرمگس هيچ از ايشان مگوی تا...
◄
09
(5)
چگونه باز به ماتم نشست خانه ما هزار نفرين باد به د...
و افسوس که خانه از پای بست ویران است
چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست ...
بعد از اينکه انسان ارزشها را به عنوان يک حربه مبار...
الامانآی , جوخه ماشه را نچکانهنوز اندکی شب است
◄
08
(6)
چنگ دل آهنگ دلکش می زند ناله عشق است و آتش می زن...
رسیدن به کمالی که جز ان الحق نیست کمال-دار برای من...
جوینده گوینده است و یابنده خاموش
و گناه آن بچه ها چيست? که در لحظه های عقيم زاده ش...
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون دلم را...
بعد از تو هیچ در دل سعدی گذر نکردوان کیست در جهان ...
◄
07
(18)
A TIME FOR US
من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که میبینم بد آهن...
مرد را دردی اگر باشد خوش است درد بی دردی علاجش آتش...
پنجه درافکنده ايم با دستهايمان به جای رها شدن سنگي...
در زانوی تو چهره يک شيرخواره تا ابد بی رشد مانده ا...
طرف ما شب نیست صدا با سکوت آشتی نمی کند کلمات انتظ...
جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی رانجستم زندگانی ...
درباره من
j saneei
مشاهده نمايه کامل من
0 نظرات:
ارسال يک نظر